ای بابا هر وقت که من حالم میاد سر جاش و میخوام یه کم مث بچه آدم بنویسم
یه چیزی واسه تو مخ رفتن هست....
راستش میخواستم یه چیزای دیگه بنویسم اما نوشته های این آتوسا مجبورم کرد
که حرفامو بخورم و یه جواب کوتاه بدم واسش....
۱.اول اینکه تمام اونیی که با من ارتباط دارن اینو میدونن که من آدم ترسویی نیستم
و اندر شجاعت شما هم همین بس که هیچ آدرسی واسه من نذاشتی که من بیام و
جواب بدم
.
۲. من اگه نوشته هام به اسم لارس میاد تو وب برا این نیست که بخوام از فاش
کردن اسمم طفره برم. اسم من اینه(سعید رسولیان)بچه تهران.تلفنم رو هم همه دارن
میتونی بگیری. در ضمن من آدمی نیستم که بخوام به دوستام ضد حال بزنم .بازم
همه میدونن که من یا با کسی دوست نمیشم یا اگه شدم تا تهش میمونم.
۳.اینا که نوشتی اگه فکر کردی منو جوشی میکنه بد جوری زدی تو خاکی!
کمتر ادمی پیدا میشه که منو بتونه عصبی کنه شما که جای خود داری 
۴.این اولین و آخرین جوابیه ای بود که نوشتم. محض اینکه منو بشناسی
دیگه هم هرچی دلت میخواد بنویس
۵.خداحافظ!!!!
|
+| نوشته شده توسط
larse در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
|