سلام این آقا لارس که انگار الان حالش میزون نیست خوب
من میخوام یه کم براتون بنویسم بازم.اینکه ما((من و آبجی))
چه جوری با لارس آشنا شدیم.همه چی از یه جشن کوچیک
شروع شد.جشن تولد من بود. و قرار بود که دوستامون
فقط بیان برا جشن. بعد دیدیم که خیلی کم هستیم برا همین
قرار شد که دوستامون هم یکی از دوستای خودشون رو
بگن بیان. بعد شدیم نزدیک به هشتاد نفر!!!!!!که تو این ملت
لارس و شکوفه هم بودن.شکوفه دوست دوست دختر پسر خاله
ما میشد!!!!! و البته از همون اول هم که اومدن همه نگاهشون میکردن
اول بخاطر موهای بلند شکوفه و بعدشم برا تیپ متالیک لارس !!!!
خلاصه اومدن و بزن برقص و عرق خوری و ..... و ارکستر هم
مال خودمون بود من گیتار میزدم. آبجی درام میزد و پسر خالم هم
کیبورد میزد. خلاصه قرار شد تکنو بزنیم.و نادیا هم هرکاری میکرد
نمیتونست تکنیک های درام تکنو رو بزنه. خلاصه با یه بدبختی
آهنگ تموم شد.نادیا اعصابش خورد شده بود. لارس هم همینجور که
نشسته بود گفت: های هت این درام میزون نیست!نادیا یه نگاهی کرد
و هیچی نگفت... شکوفه گفت:این دوست من جازیسته یه چیزی میدونه
که میگه میزون نیست.آبجی ما شاکی شد
با یه لحن طلبکارانه ای به
لارس گفت خوب خودتون زحمت بکشین تنظیم کنین!و لارس هم که آز
نادیا تخس تر بود اومد نشست پشت درام و های هت اونو تنظیم کرد
یهو به من گفت:یه کم تکنو بزن بینیم!!!!
منم مث بچه خوب براش
زدم و اونم با درام همراهی کرد. بعد دوباره گفت:rave بزن. من زدم و
ریو هم میزون شد بعد گفت این میزونه. دیگه هیچ مرگش نیست
و رفت
نشست1 نادیا هم که دید داستان این جوریاس آویزون لارس شد که من
میخوام یاد بگیرم و این شد که لارس شد مربی نادیا و یه جورایی دوست
جفتمون. اما خداییش خیلی ادم ناراحت بی اعصابیه..... تا بعد.....
.JPG/666px-Charlie_Adams_(drummer).JPG)
|
+| نوشته شده توسط
النا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
|