سه دختر دارم :
خاطره
کودکی هایش را به یاد نمی آورم.

رویا
برایم لالایی می خواند تا خواب فردا را نبینم.
آرزو
همیشه آن طرف دیوار دیدنی نیست .
و تو
هی مردک...
بامن نسبتی داری ؟
...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الو/ سلام/ به مریم حقیقتی تنها
و دستهای پر از مهربان این دریا
برای این که تو را شاعرانه بنویسم
به فکر ناب ترین بیت عالمم اینجا
منی که پشت غزلهام دائماً ماندم
هنوز دلنگرانم غزل پری اما...
چقدر عاشق شاعر شدن شدم با تو
قلم تو داده بدستم قدم قدم حالا
به سمت کوچه ی شعرم چراغ روشن کن
که از نگاه تو سرشار می شود دنیا.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام دوستان
در راستای یه سری گفتمان با نادیا و النا و یه سری دیگه که دوستای
خودتون و خودمون باشن
قرار بر این شد که اسم این وبلاگ رو از اون اسم یکی مث تو به یه اسم دیگه تغییر بدیم
داشتیم اراه میدادیم و تیشه میگرفتیم که چه اسمی بذاریم ؟؟؟ که نادیا گفت این یکی وبلاگ لارس
زیادی خلوته پس اسمسشو بذارین سرد خونه!سرد خونه خوبه خیلی هم پست مدرنیستیه!
لارس هم سریعا قبول کرد و اینجا شد سرد خونه.اگه نوشته ها هم جنسش یه کم عوض
شد زیاد به دل نگیرین ... سرد خونس دیگه...
اون دوتا شعر بالا هم مال یکی از دوستای خودمه
|
+| نوشته شده توسط
larse در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
|